نوشته های سکسی در ادبیات ایرانی

نوشته های سکسی درادبیات ایرانی

علی رغم خوش نداری جامعه از آمیخته سازی مفاهیم جنسی با هنرهای ادبی ، لیکن کما بیش فرا اندیشانی چار چوب شکن و تابو ستیز بوده اند که از خط قرمزهای فرهنگی گذر کرده اند. در حوزه فعالیت های ادبیات جنسی اگر چه دست و پای مردان برای خلق آثار جنسی بازتر میبوده و جای پای زنان کمرنگ تر در حافظه تاریخی نمود کرده لیکن علی رغم رسم شایع آزاده ستیزی فرهنگی ، دلیر زنانی هم بوده اند که به سخن گویی جنسی دست زده اند . در این راستا به عنوان مثال در حیطه ادبیات منظوم بدون شک این نام فروغ فرخزاد است که در میان شاعره های بی پرده گو به روشنی میدرخشد آنجا که میگوید :
گنه کردم گناهي پر ز لذت
درآغوشي که گرم و آتشين بود

گنه کردم ميان بازواني
که داغ و کينه جوي و آهنين بود
گنه كردم گناهي پر ز لذت
كنار پيكري لرزان و مدهوش
خداوندا چه مي دانم چه كردم
در آن خلوتگه تاريك و خاموش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
نگه كردم بچشم پر ز رازش
دلم در سينه بي تابانه لرزيد
ز خواهش هاي چشم پر نيازش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
پريشان در كنار او نشستم
لبش بر روي لب هايم هوس ريخت
زاندوه دل ديوانه رستم

فرو خواندم بگوشش قصه عشق:
ترا مي خواهم اي جانانه من
ترا مي خواهم اي آغوش جانبخش
ترا اي عاشق ديوانه من

هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در ميان بستر نرم
بروي سينه اش مستانه لرزيد

گنه كردم گناهي پر ز لذت
در آغوشي كه گرم و آتشين بود
گنه كردم ميان بازواني
كه داغ و كينه جوي و آهنين بود

لیکن در کنکاشی عقب گرایانه تر با پیش کسوتانی چون مهستی گنجوی برخورد میکنیم که علاوه بر اینکه در موزونی طبیعت ، قد و قامت و تناسب اعضا و حسن صورت سرامد اقران و سرخیل لولیان زمان خود بود، به زیبایی چنگ مینواخت و هزل سرایی توانا نیز بود که با قریحه خوش خود نگاه جنسی زنانه خود را نسبت به جنس مخالف به نظم در اورده است .
نام اصلی وی منیژه و هم دوره سلطان سنجر ( قرن ششم ) میبود که تخلص مهستی ، مه با کسر میم به معنی بزرگ و ستی به معنای خانم ( خانم بزرگ ) را برای خود برگزیده بود . مجموعه رباعیات وی به کوشش برخی ادب دوستان در دیوان کوچکی به نام ” مهستی نامه ” گرد آوری شده است . آورده اند زمانیکه سلطان سنجر از او میپرسد :
چیست پنهان زیر دامان تو ای سیمین بدن ؟ در پاسخ مهستی بیان میدارد : نقش سم آهوی چین است بر برگ سمن ! ( اشاره به شکل آلت تناسلی زن که به زیبایی به شکل سم آهوی چین تشبیه گردیده است )
اگر چه بی پرده گویی مهستی در اشعارش او را اماج بسیاری تهمت های ناروا قرارداده متعصبین مسائل اخلاقی حکم به پاکسازی نام او در اسناد ادبی ایرانی داده اند لیکن عقاید و دیدگاههای جنسی گرایانه او در غالب شعر همواره ماندگار خواهند ماند . مهستی ابیات زیررا در وصف برخی مشاغل سروده است :
قاضی
قاضی چو زنش حامله شد زار گریست —————- ————————-گفتا ز سر کینه که این واقعه چیست ؟
من پیرم و ..ر من نمیخیزد هیچ ———————————————— این قحبه نه مریم است ، این بچه ز کیست ؟

خباز ( نانوا)
سهمی که مرا دلبر خباز دهد————————— ———— نه از سر کینه ، از سر ناز دهد
در چنگ غمش بمانده ام همچو خمیر ——————————— ترسم که به دست آتشم باز دهد

از انجایی که مهستی عاشق یک قصاب میبوده چندین شعر درباره پیشه قصابی سروده است:

قصاب 1
قصاب چنان که عادت اوست ، مرا ———————————— بفکند و بکشت ، کاین چنین خواست مرا
پس لابه کنان نهاد سر بر پایم ————————————————– دم میدهدم تا بکند پوست مرا
قصاب 2
آن دلبر قصاب دکان میاراست ——————————————– استاده بدند مردمان از چپ و راست
دستی به کپل برزد و خوش خوش میگفت ——————————— احسنت ! زهی دنبه ی فربه که مراست
قصاب 3
قصاب یکی دنبه براورد ز پوست —————————————ر دست گرفت و گفت : وه وه چه نکوست
با خود گفتم که غایت حرصش بین ————————————- با این همه دنبه ، دنبه میدارد دوست

نوشته های جنسی در ادبیات فارسی تنها در غالب اشعار و مطالب منظوم محدود نمیگردند بلکه به شکل نثر نیز میتوان به آثار ارزشمندی اشاره داشت از جمله کتاب الفیه ، شلفیه که در ان به شرح و توضیح برخی رفتار های جنسی اشاره گردیده است . نگارش داستانهای جنسی نیز در ادبیات فارسی از جایگاه ویژه خود برخوردارند که از اولین انها میتوان از” رساله فجوریه ” یاد کرد . این کتاب که در دوره ناصرالدین شاه به بازار امد حاوی روایاتی است به قلم والی خان گرجی که در سه بخش : 1- معاشرات و مباشرات با زنان 2- ملاوطه با پسر بچه ها و 3- مقاربت با کنیزان تهیه و به سلطان صاحب قران تقدیم شده بود . بخشی از کتاب رساله فجوریه در اینجا آورده میشود:
سالی در ایام بهار که اعلی حضرت اقدس همایون در اسب دوانی تشریف فرما بودند ، جمعی از شاهزادگان مهمان شاهزاده والده بنده بودند و این بنده مباشر نهار بود و رتق و فتق امورات لازمه را مینمودم که دیدم این دختر در میان باغ به سیر و گشت مشغول است . گاهی زیر درخت گل مینشست و گاهی گوش به صوت بلبل میداد. این بنده آهسته آهسته پیش رفتم و بنای مزاج را گذاشتم . او در جواب ، سخنان سخت گفت . بالاخره به سخن های گرم او را نرم کردم . در زیر درخت آ لبالو آورده ، ایستاده مقاربتی اتقاق افتاد. گر چه لذتی دست نداد ولی آتش شهوت از آب دجله حسنش فرو نشست . بعد از اتمام عمل ، دایه خانم رسید . دیدم خانم بسیار متوحش است . سبب پرسیدم . گفت : دایه این تفضیل را از برای سایرین نقل خواهد کرد . گفتم : رفع این کار آسان است . چون دایه نزدیک رسید ، فی الفور او را خواهی نخواهی روی خاک خوابانیده و بند شلوارش باز نمودم . دیدم نعوذ با الله …! ناچار او را شربتی در دادم و شافی بنهادم ، با هزار مصیبت خود را از دست آن پتیاره خلاص کردم .
تا سحر گاه نمودم این تکرار ——————– و قنا ربنا عذاب النار
این بحث ادامه دارد
شاد و پیروز باشید و شعار همیشگی را در گوش که : سکس بهتر زندگی بهتر
دکتر مریم محبی رواندرمانگر و سکس تراپست
Tel: 905-597-1622
www.maryammohebbi.com
Voice mail : 818-732-1622